تبليغاتX
STORY 2007
رنج هست، مرگ هست، اندوهِ جدايي هست،
اما آرامش نيز هست، شادي هست، رقص هست، خدا هست.
زندگي، همچون رودي بزرگ، جاودانه روان است.
زندگي همچون رودي بزرگ که به دريا مي رود، دامان خدا را مي جويد .
خورشيد هنوز طلوع ميکند
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است :
بهار مدام مي خرامد و دامن سبزش را بر زمين مي کشد :
امواج دريا، آواز مي خوانند،
بر ميخيزند و خود را در آغوش ساحل گم ميکنند.
گل ها باز مي شوند و جلوه مي کنند و مي روند .
نيستي نيست .
هستي هست .
پايان نيست.
راه هست.
تولد هر کودک، نشان آن است که :
خدا هنوز از انسان نااميد نشده است
 
"نویسنده:نمیدونم"
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:53  توسط TOY  | 

من اگر در بهشت باشم ولي به من بگويند تو حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح بدهي، از آن بهشت بيرون مي روم.   

  "ژان روستان"

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 17:46  توسط TOY 

اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه.

"افلاطون"

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 18:36  توسط TOY 

دستم بوي گل ميداد

    مرا به چيدن گل محکوم کردند

    اما کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم

                                                   (چه گوارا)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 17:19  توسط TOY 

به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روانپزشک پرسيدم شما چطور ميفهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب ميکنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار ميگذاريم و از او ميخواهيم که وان را خالى کند.من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگتر است.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى در پوش زيرآب وان را بر ميدارد.

شما ميخواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟

"نویسنده:نمیدونم"

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 11:34  توسط TOY